عبد الرزاق اللاهيجي

48

گوهر مراد ( فارسى )

آمدند . اما قواعد اعتزال بنابر آنكه مبناش بر اصول عقليّه است ، اكثر بر قوالب حق ، ريخته‌تر « 1 » و به طريق ثواب نزديك‌تر است ، اگر چه دلائلشان جدلى و قياساتشان غير برهانى است . و سببش آنكه ايشان را مطالعه كتب فلاسفه ، كه به سعى خلفا از عبرى به عربى نقل شده بود اتّفاق افتاده ، مطالب آن را به تخصيص در علوم الهيّه موافق آراى خود يافتند ، و از براهين آنكه مقدماتش بنابر عدم مسلميّت يا عدم شهرت در ميان اهل اسلام رواجى نداشت ، اعراض نموده ، مقاصد آن قوم را به دلايل مبتنيه بر مسلّمات و مشهورات تقرير نمودند ، و هرآينه معتزله را از مطالعهء كتب حكمت ، قدرت تمام و قوّتى لا كلام « 2 » در فنّ كلام حاصل شد و طايفهء اشعريّه بر اين معنى مطلع شده ، بنابر آنكه هر چه در صدر اسلام معمول نبوده بدعت دانسته بودند ، مطالعهء كتب حكمت و تصديق ايشان را مخطور و حرام شمردند ، و به سعى اين جماعت مذمّت حكمت در ميان اهل اسلام به نوعى شيوع يافت كه عاقبت به علماى معتزله نيز سرايت نموده ، و بالجمله تديّن به عداوت حكمت در اسلام از اشاعره ناشى شد و اگر نه حكمت فى الحقيقه به غير اساس شريعت و اسرار قرآن و حديث نيست و توهّم مخالفت ميان شريعت و حكمت مبتنى بر جهل و عدم اطلاع است بر حقيقت هر دو ؛ و مىتواند بود كه حقيقت اين دعوى در تضاعيف اين رساله مفهوم ارباب انصاف گردد . بتوفيق اللّه تعالى . ذكر كلام بر وجه صواب و فرق وى از حكمت از سخنان گذشته مفهوم شد كه كلام مشهور ، كه مقسم اشعريّت و اعتزال

--> ( 1 ) ب : ريخته . ( 2 ) الف : ما لا كلام .